سفارش تبلیغ
صبا

 ماجرای پهلوی تو تلخ است
داغ تو چقدر نزدیک است  را
داغ تو چقدر داغناک است
ای تمام غربت جهان
ای تمام دلشکستگی تاریخ

ای تمام رنجهای انسان

ماجرای پهلوی تو را چگونه مویه کنم ؟

پشت کدام پنجره بایستم و زیارتنامه ات را خون بنالم ؟

سر بر کدام دیوار بگذارم و داغت را شماره کنم ؟
ای بهار در تیررس خزان زود رس !
چه کسی شبهای دلتنگی علی (ع) را خون ببارد بعد از این ؟
... بعد از این بیت الاحزان سر بر کدام دامن گریه کند ؟
بعد از این آسمان چگونه ببارد ؟فرشته بخوانمت ...
زمین چگونخ قامت نشکند؟
ای هنگامان همیشگی اندوه!
فرشته بخوانمت ...
یا انسان متعالی ؟ کدام یک ؟ تو را که در صورت انسانی و در سیرت فرشته
تو را با کدام لحن بسوزم ؟
تو را با کدام زبان مصیبت بخوانم ؟
ای کوه ترین صبر
کدام داغ تورا بنویسم ؟
که سنگدلانه تازیانه ات زدند
که بی رحمانه سیلی ات زدند
که نامردانه پهلویت را شکستند
تو را که دستانت بوسه گاه آفتاب بود
تو را که چشمانت ضریح آفتاب بود
تو را که باران به یمن نگاه تو نازل شد
خورشید فردا را بی تو در کنج کدام خرابه غروب کند ؟
دریا فردا را بی تو در کدام ساحل سر بکوبد؟
آسمان فردا را بی تو در کدام کرانه شعله ور شود ؟
شبهای بی تو مرگبار است
روزهای بی تو تاریک است
ای مادر پدر
ماجرای پهلوی تو تلخ است

 

 


یکشنبه 89 اردیبهشت 26 | ساعت 12:30 عصر                     نظرات دیگران [ نظر]

 چند وقت پیش سر موضوعی با کسی صحبت می کردم ، دیگرانی هم شاهد بحث ما بودند . کمی که گذشت دلایلی که او برایم می آورد مرا قانع نمیکرد و من با دلیل تمام حرفهایش را رد میکردم ، خیلی مودبانه و با آرامش تا اینکه ..... بعد از چند دقیقه در جواب دلایل من گفت : خفه شو !!! نگاهی کردم و سکوت ، پیش خودم فکر کردم حرف درشت زدن و بی احترامی کردن که سخت نیست ، من هم مثل او بلد حرف های گنده تر از دهنم بزنم آن هم در مقابل حرف منطقی اما من مثل ا.و نیستم ، اما ... به قول یکی از دوستان که گفته :  این جوری حرف زدن باعث میشه بی نهایت کوچک بشیم و من هنوز برای خودم احترام قائلم .

پاورقی :
برخورد ها ، برداشت ها و نظرات جالبی داشت این پست . تحلیل دوستان برایم خواندنی بود . از لطف تک تکتان ممنونم .


دوشنبه 87 فروردین 26 | ساعت 11:43 صبح                     نظرات دیگران [ نظر]
 

اینقدر بلدم حرفای گنده تر از دهنم بزنم ...
بیشتر از " خفه شو " گفتن های تو !
 
 
 

پنج شنبه 87 فروردین 22 | ساعت 8:21 عصر                     نظرات دیگران [ نظر]

جای عشق در دل است

            جای عشق در دل است 
            دلم در تن است
            تنم عاشق است 
            پس دل عاشقم ، همیشه با من است .  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


یکشنبه 87 فروردین 18 | ساعت 10:7 صبح                     نظرات دیگران [ نظر]

بهار می آید . درختان قد قامت آغاز می کنند و شاخساران « دست دعا » باز و بنفشه کمر به « رکوع » خم می سازد ، شکوفه « تسبیح » ایزد پاک می نماید و پیشانی « سجده » بر خاک می ساید و ابر اشک شادی می ریزد . جویبار رفاقت ، نغمه می سازد. لبها خندان ، چشم ها درخشان ، دفتر کینه ها بسته و عداوت از بیکاری خسته می شود . کائنات دست نیاز به درگاه بی نیاز دراز می کند تا بارگاه ربوبی قلم عفو بر جرائم اعمال کشد و زندگی از نو آغاز شود و راه ورود به عالم وجود باز گردد .
سر آن ندارم که به توصیف بهار و وصف زیبایی های آن بپردازم . سخن از نگاهی است که از این همه نقش شگفت و بدیع باید بگذرد و به ژرفای آنها راه یابد . این آمد و شد بهار مهم نیست ، مهم آن است که ما کجای بهار ایستاده ایم و چند بار بهار در ما شکفته است ؟ راستی چند بار با زمزمه « یا مقلب القلوب و الابصار » تقلب قلب و تحول احوال و سیر به سمت « احسن الحال » را در خویش یافته ایم ؟
آری ، سالی دیگر آغاز شده است و دیروزهایی بر ما گذشت . برای برخی شیب تندی به دره هولناک جهنم شد و برای برخی نردبان بهشت ؛ بهره ما چه بود ؟
اگر بهار را در بیرون احساس کنیم و در درون نیاریم کاری بهارانه نکرده ایم . بیایم اکنون که ابر و باد و مه خورشید و فلک در کار بهارند و در تدارک نان و آب ، ما کفران نعمت نکنیم و از نعمت ها خوب بهره بگیریم و خوبتر زندگی کنیم .
روزهایتان هر روز نوروز و عید باشد « کل یوم لا یعصی فیه فهو یوم العید »

پاورقی :

1 - چند روز پیش در اخبار شنیدم ، یکی از اتوبوس های کاروان های راهیان نور دچار سانحه ای شده ، واقعن متاسفم ، براشون طلب مغفرت می کنم و آرزوی صبر برای خانواده هاشون دارم . و خدا رو شاکرم که این اتفاق برای دوستان من نیوفتاد اما خدا می دونه که تا تونستم با دوستانم تماس بگیرم و از سلامتیشون باخبر بشم چی بر من گذشت ....
2- امیدوارم سال 87 برای همه سال خوب و مهربونی ! باشه از جمله برای دوستان من و خانواده هاشون .
3- راستی ، حق با سکوت بود ؛ صدا در گلو شکست .


پنج شنبه 87 فروردین 1 | ساعت 10:0 صبح                     نظرات دیگران [ نظر]